جنگ داخلی امریکا
مقدمه
چند هفته پس از انتخابات ریاست جمهوری در ۲۰ سپتامبر ۱۸۶۰، کارولینای جنوبی با رأی مجلس قانونگذاری خود، خروج از جرگه ایالات متحده را اعلام کرد. بلافاصله پس از مراسم سوگند لینکلن در ۴ مارس، ۱۸۶۱ ایالات متحده تجزیه شد. در این روز ایالتهای کارولینای جنوبی، جورجیا، فلوریدا، آلاباما، میسیسیپی، لوئیزیانا و تگزاس کنفدراسیون کشورهای آمریکا را تشکیل دادند. اندک زمانی بعد، آرکانزاس، کارولینای شمالی، ویرجینیا و تنسی نیز به ایالتهای شورشی پیوستند و تعداد ایالتهای تجزیه طلب به ۱۱ ایالت رسید. در این کشمکش، یازده ایالت جنوبی به ایالتهای برده مشهور شده بودند، چرا که در این مناطق بردهداری هنوز رواج داشت و برعکس ایالتهای شمالی ممنوع نشده بود. ایالتهای جنوبی بلافاصله ریچموند را پایتخت خود قرار داده و جفرسن دیویس را به ریاست جمهوری برگزیدند.
اولین نبرد
قلعه سومتر در بندر چارلتون در کارولینای جنوبی در آوریل ۱۸۶۱ مورد حمله جنوبیها قرار گرفت. مدافع قلعه یعنی ژنرال اندرسن شمالی قصد تسلیم نداشت اما سرانجام در اثر شدت حملات جنوبیها قلعه را به مهاجمان واگذار کرد. غرش توپهای جنوبی چندان ادامه نیافت و جنگ تقریباً با تلفات اندکی به پایان رسید اما سقوط دژ سومتر آتش نبردی را شعلهور ساخت که ۴ سال به طول انجامید و ۶۰۰ هزار تن را به کشتن داد.
بسیج عمومی شمال
در واشنگتن لینکلن از مردم درخواست ۷۵ هزار داوطلب را کرد اما تاپایان آوریل ۳۰۰ هزار سرباز زیر پرچم گرد آمدند. در جنوب نیز اوضاع به شدت متشنج بود. دهها هزار مزرعه دار در کنار فئودالهای بزرگ در حال شکل دادن ارتشی بزرگ برای جلوگیری از رخنه شمالیها بودند. در ژوئیه ۱۸۶۱، ۳۰ هزار سرباز آمریکای شمالی حمله به سمت ریچموند را آغاز کردند اما در جنوب غرب واشنگتن در اولین درگیری با ژنرال بورگارد فرمانده جنوبیها از هم پاشیدند و به صورت نامنظم به سوی واشنگتن عقب نشستند. لینکلن پس از این شکست، تا پایان جنگ در سال ۱۸۶۵ ایالتهای جنوبی را محاصره دریایی کرد. سپس برای کاستن از انسجام نیروهای جنوب، آزادی غلامان و سیاهان جنوبی را اعلام کرد. اما اقدام سوم او گسیل یک ارتش قدرتمند آموزش دیده به فرماندهی ژنرال گرانت بود. گرانت در فوریه ۱۸۶۲ رود تنسی را تصرف کرد و در آوریل به جنگ ژنرال بورگارد رفت. در جنوب غرب تنسی نبردی سنگین درگرفت و مقاومت جنوبیها چیزی نمانده بود تا سبب شکست گرانت شود اما در روز دوم با استفاده از نیروهای عظیم امدادی، جنوبیها را عقب راندند. در همین زمان قوای دریایی آمریکای شمالی، نیواورلئان در جنوب را نیز به تصرف درآوردند. اکنون شمالیها برای تصرف کامل میسی سی پی تنها شهر ویکسبورگ را پیش رو داشتند. ژنرال گرانت و ژنرال شرمن در نوامبر ۱۸۶۲ با حملهای گازانبری به نیروهای مستقر در اطراف شهر حمله بردند و سربازان جنوبی تحت فشار شدید مهاجمان ناگزیر به داخل شهر پناه گرفتند. ۸ ماه نبرد خونین سبب مرگ دهها هزار سرباز و افراد غیر نظامی درآمد. سقوط ویکسبورگ سبب سقوط مدافعان هودسن نیز شد و عملاً ارتباط مدافعان جنوبی با یکدیگر گسست. شکست چاتانوگا در پاییز ۱۸۶۳ سبب شد تا جنوبیها کلاً جنگ را در جبهه غرب ببازند
جنگهای جبهه شرق
در آن زمان در جبهه شرق ژنرال مک کلیلان با ۱۰۰ هزار سرباز مستقیماً در حال تاخت به سوی ریچموند بود. این ژنرال مورد حمله ژنرال لی، فرمانده جنوبیها، واقع شد. نبردی سخت درگرفت و ژنرال لی، در پایان موفق شد سپاه ۱۰۰ هزار نفری شمالیها را در هم بکوبد. وی مجدداً در همان محورها سپاه کمکی شمالیها را شکست داد و سبب یاس شدید شمالیها شد.
نبرد گتیزبورگ
ژوئیه ۱۸۶۳ دره گتیزبورگ شاهد عظیمترین نبرد قاره آمریکا بود. مردان ژنرال لی که قصد فتح واشنگتن را داشتند، از دو رشته کوه عبور کردند اما دهها هزار سرباز شمالی با نصب صدها توپ مانع ورود جنوبیها شدند. ۴۸ ساعت نبرد بی امان سبب مرگ هزاران سرباز در پای کوهها شد اما در ابتدای روز سوم، جنگ برندهای نداشت. در نهایت جنوبیها به دلیل حجم شدید آتش شمالیها و ناکارآمدی اسب در جنگ کوهستانی مجبور به عقب نشینی شدند. سپاه لی مجبور شد شبانه به سمت ویرجینیا عقب بنشیند.
فتح پایتخت جنوبیها
شمالیها در ۱۸۶۴ پیشروی خود را به سمت بنادر جنوب شرق آمریکا آغاز کردند. گرانت از شمال و شرمن از غرب به سمت ریچموند پیشروی کردند و سرانجام به دروازههای ریچموند رسیدند.
تسلیم ژنرال لی و پایان جنگ
ژنرال لی بهناچار ریچموند را تخلیه کرد و به ویرجینیا عقب نشست. او که ارتشی گرسنه و خسته را در اختیار داشت و حتی شهر بزرگی را هم نداشت، در ۹ آوریل ۱۸۶۵ شخصاً خود و ارتشش را به گرانت تسلیم کرد و بدین گونه، جنگهای انفصال پس از ۴ سال به پایان رسید.